باش، تا صبح دولتت بدمد کاین هنوز از نتایج سحر است!
دور هم نشستن بچه هاي سه گاني ،يك اتفاق خودجوش بود كه بنا به ضرورت طرح مسائل سه گاني و اشتياق ديدار دوستان ،اتفاق افتاد. دنياي مجازي اگرچه فرصت خوبي براي ارتباط دوستان با هم بود و هست،فرصت حرف زدن و رو در رو شدن را ازهمه مي گيرد و نمي گذارد چشم درچشم يك دوست بنشيني ،حالات اورا ببيني و درك كني ،صدايش را بشنوي و آنگاه انديشه و افكارت را مطرح نمايي .نتيجه ي اين ديدارهاي گاه به گاه اين است كه نطق همه ي مارا در مورد شعر و سه گاني وحتي دنيا ي شخصي و خاطره هايمان مي گشايد .
نشست چهارم كه در اصل دومين نشست رسمي دوستان سه گاني بود،علاوه بر اين كه خاطره ي شيرين و ماندگاري براي ما رقم زد و مهرباني چهره هاي دوست داشتني دوستانمان را درقاب چشمانمان نشاند،اين فرصت را هم ايجادكرد تا در دقايق كوتاه قبل و بعد از نشست ،در داخل سالن غذاخوري،حياط پرديس دانشگاه،داخل مترو و تاكسي و حتي تلفني و كامنتي درمورد برنامه ،وبلاگ ها،سه گاني ها ،تئوري كار،بايد ها و نبايدها ،آزمون و خطاها و ..... حرف بزنيم.
اين صحبتها را كه غالبا دغدغه ها و برداشت ها و گاه توقعات دوستان است و حتي ممكن است تكراري و ساده هم باشد (اما دوستان لطف كرده اند و بامن در ميان نهاده اند) به صورت تيتر وار مي آورم بدون اين كه روي سخنم در اين نوشته با شخص خاصي باشد. اين حرفها براي همه ي ما و از زبان همه ي ماست تا بشنويم و بدانيم و براي نشست هاي آتي با اطلاعات و دلگرمي بيشتر آماده شويم . تا بعد از اين بخوانيم و بخوانيم و بخوانيم .بگوييم و بگوييم و بگوييم .
آنچه مي آيد صحبت هاي دوستان بدون هيچ كم و كاست و بدون هيچ اداب و ترتيبي است ،باشد كه نامنظمي اين نوشته را بر من ببخشاييد و ادبيات آشفته و صميمي اين مطلب را هم تحمل بفرماييد .خواستم به فضاي حرف زدن نزديكتر باشم تا نوشته ي رسمي.
- پيش از هرچيز ضمن تشكر مجدد و فراوان از استاد فولادي عزيز و با اجازه ي ايشان، از همه ي عزيزان سه گاني مي خواهم براي اين كه رويه ي يكسان و ثابتي در كارمان داشته باشيم و يكصدا و همسو پیش برویم ،ازاين به بعد هرجا قرار است نامي از استاد فولادي بياوريم همه بنويسيم يا بگوييم :
" دكتر عليرضا فولادي"
خواهشمندم دوستان همين عنوان و همين نگارش را رعايت بفرمايند و از عناوين نامنظم و نامشخص در مورد استاد بپرهيزند.
- ما به توليد انبوه سه گاني نياز نداريم گرچه به آزمون و خطا معتقديم اما درك درست از اصول و وجوه سه گاني باید از اهم كار سه گاني پرداز باشد. بنابراين دوستان برا ي گفتن سه گاني،وسواس بيشتري داشته باشند و از گفتن سه سطرهاي بي هويت و سطحي بپرهيزند.
- برا ي سرزدن به وبلاگ هاي يكديگر هم حساسيت داشته باشيم و هم شفقت و احساس مسئوليت. براي خواندن سه گاني هاي يكديگر وقت بگذاريم و به گفتن "به به" و " خوب بود" و اصطلاحاتي از اين دست اكتفا نكنيم و واقعا نكاتي كه به ذهنمان مي رسد يا اشكالاتي را كه وجود دارد بيان كنيم. در اين راستا دوستان عزيزي كه سه گاني آپ مي كنند از نقد و نظردوستان استقبال نمايند و ناراحت نشوند. اين موضوع باب دقت و حساسيت را براي همه ي ما مي گشايد.
- در جلسات و نشست ها ، برنامه ريزي به گونه اي باشد كه از حضور همه يا حداكثر بچه ها استفاده شود. در نشست هاي بعدي زمان سه گاني خواني بيشتر باشد و همه ي دوستان هم ،كار بخوانند اما تعداد كمتري بخوانند كه به همه نوبت برسد.وكارهاي تازه خوانده شود .اين قضيه علاوه بر اين كه دوستان را بافضاها و كارهاي يكديگر آشنا مي كند اين امكان را هم مي دهد كه باب سه گاني خواني در مراسم رسمي كشو رباز شود.
- دوستان در تبيين و توضيح دقيق اصول هفت گانه ي سه گاني بكوشند و سعي كنند با مثال و به شكل عملي اين اصول را براي خود و ديگران روشن سازند. در اين راستا فقط منتظر تلاش دكتر عليرضا فولادي نباشيم و هركدام به سهم خودمان تلاشي داشته باشيم.
- هرسه گاني پرداز با توجه به توانایی و امكاناتي كه دارد براي معرفي قالب سه گاني بكوشد . در اين ميان پيوند خوردن با شاعران زبده و گرو ه ها و انجمن هاي ادبي هرشهر اهميت ويژه اي دارد.
- توجه داشته باشيم كه اصولا از سه گاني به شاعري رسيدن خيلي خيلي كم اتفاق مي افتد اما از شاعري راحت تر و سريع تر مي شود به سه گاني رسيد پس بكوشيم شعر فارسي را با تمام ساحات و وجوه و افق هايش بشناسيم و خيال نكنيم با گفتن سه سطرموزون يا سپيد ، مي توانيم بدون پشتوانه هاي شاعري، شاعر بشويم.
- بلافاصله بعد از گفتن سه گاني به نشر آن در فضاي مجازي نپردازيم . تمرين و تجربه و آزمون و خطا را فراموش نكنيم و هركدام از ما اولين منتقدان كار هاي خويش باشيم.
- از تقليد كردن و كپي برداري فضاهاي يكديگر ، از روي آوردن به مفاهيم و مضامين تكراري و دستمالي شده، بپرهيزيم.توجه به جزئيات و اتفاقات پيرامون زندگي دستمايه ي خوبي براي سه گاني پردازي است به شرط رعايت اصول آن.
- وبلاگ "سلام 2" (همين وبلاگ) براي نشر كليه ي مطالبي كه دوستان در قالب نقدو نظر،طرح سوال و پيشنهاد دارند آمادگي خويش را اعلام مي نمايد. دوستان صاحب نظر در وبلاگ هاي خود هم مي توانند در مورد كار دوستان (به شرط اجازه) نقدونظر بنويسند.
-اگر از زبان محاوره و استفاده ی با دقت از آن (حتي الامكان در اوايل كار) صحبت شد نه از آن جهت است كه زبان محاوره زباني سخيف و خفيف است،بلكه اتفاقا چون اين زبان ، ظرفيت و پتانسيل فوق العاده اي دارد و استفاده از آن مهارت و توان ويژه مي خواهد ،تاكيد شد كه از اين زبان ،با دقت و وسواس بيشتر استفاده شود .مطمئنا ، دوستان، با تجربه و تمرين و ممارست فراوان به اين امكان و توانايي دست خواهند يافت و الا هيچ محدوديتي براي استفاده از هيچ زباني در هيچ قالبي وجود ندارد ودر سه گاني هم.
دراین زمینه میتوان به آثارموفقی از شاعر عزیز ،آقای ناصرولی محمدی اشاره كرد که برای اولین بار (تا انجايي كه بنده در دنياي مجازي ديده و خوانده ام) زبان محاوره را در سه گاني به كار بردند ودرکمال دقت وفخامت وشیرینی كارهاي خوبي ارائه نمودند، كه با توجه به مهارت و تسلط ايشان در كاربرد اين زبان در ساير قالبها نظير غزل و دوبيتي و... جز اين هم انتظار نمي رفت.
از حوصله ي همه ي شما ممنونم و بازهم از آشفتگي مطالب عذر مي خواهم من سعي كردم تمام حرفهايي را كه دوستان با من مطرح كرده بودند اينجا بياورم، خوب و بد و زشت و زیبایش را ببخشید.
درادامه حجت الله كرمي به بررسي آسيب ها و چالش هاي سه گاني پرداخت وبحث خود را با نقد معايب سه گاني وموارد نقض اصول هفتگانه پايان داد .دراين جلسه همچنين دكتر محمدرضا تقي دخت با انتقاد از ضعف مباني نظري سه گاني خواستار تبيين بستر تئوريك اين ژانر وروشن نمودن حد ومرزهاي سه گاني شد . ايشان در ادامه برخي پرسش هاي خود را درباره چرايي انتخاب نام سه گاني و تنوع فرم هاي آن طرح كردند كه از طرف آقاي فولادي پاسخ هايي ارائه شد .
پاييز رحيمي نيز با طرح موضوع كاربرد زبان محاوره در سه گاني وحد ومرز آن به استفاده صحيح از امكانات اين زبان وپرهيز از آركائيسم در زبان سه گاني اشاره كرد .
دربخش دوم برنامه شاعران سه گاني خانم ها : زهرا حيدري ، الهه تاجيك زاده ، مير جعفري و آقاي نادر عبدلوند تازه ترين سه گاني هاي خودرا خواندندو مورد تشويق حاضران قرار گرفتند .
شایان ذکر است این جلسه با حضور دکتر طباطبایی،دکتر تقی دخت،آقای محمد پوردامغانی،آقای ناصرولی محمدی،آقای اسدالله عباسیان،آقای حسین دادخواه،آقای سودایی،آقای محمدقلی نسب،آقای نادرعبدالوند، ،خانم مریم اسدیان،خانم آرزو حقیقی،خانم مریم صابری،خانم الهه تاجیک زاده آریایی،خانم رضوانه سخنگو،خانم زهراحیدری،آقای حجت کرمی، خانم میرجعفری ،پاییزرحیمی وبا مساعدت و زحمات فراوانخانم زهرا ابومعاش و همراهی دکتر علیرضافولادی و حضورگرم تعداد زیادی از دانش جویان و علاقه مندان به سه گانی برگزار شد که از همه ی این عزیزان صمیمانه تشکر و قدردانی می گردد.
در بخش هاي بعدي اين گزارش جزئيات بيشتري ازاين همايش به اطلاع مي رسد .





با سلام به دوستان نازنین.
در نشست سهگانيپردازان (در كاشان)، پيرامون آسيبهاي سهگاني بهتفصيل سخن گفته شد و دوستان حاضر در جلسه، سوالات و ابهامات خود را با استاد فولادي و با يكديگر در ميان نهادند.
يكي از موضوعات مورد بحث كه استاد فولادي در باب آن به طوركامل سخن گفتند و از مباحث مهم و كليدي سهگانيپردازي است، موضوع توجه به "اقناع" است.
ايشان در مدخل سخن و قبل از ورود به آسيبها و پس از ارائهي پيشينه و لزوم اقبال شاعران به سهگاني، با توجه به شرايط و نياز زمان، و نيز بيان اتفاقات مربوط به آن طي يك سال گذشته، اشاره كردند:
از آنجا كه سهگاني يك قالب كامل شعري است و تمام ويژگيهاي يك شعر را کامل در خویش دارد، بايد طوري اتفاق بيفتد كه در همان سه مصراع تمام شود و خواننده يا شنونده را قانع كند.
شاعران عزيز بايد توجه داشته باشند كه آوردن سه مصراع موزون كلاسيك يا نيمايي (با رعايت قافيه) پشت سر هم اگر نتواند حس خواننده را برانگيزد، بهتنهايي نميتواند "سهگاني" باشد. بدين لحاظ برخورد ميان عاطفه و اندیشه كه از اصول سهگاني است بايد طوري روی دهد تا خواننده خيالش راحت شود كه يك شعر كامل خوانده است.
بنابراين، خوب است كه به زدن ضربهي نهایی در سطر سوم تاكيد داشته باشيم. البته گاه سهگانیپردازان گرامی، زدن ضربه را به مصراع اول میسپارند و دو مصراع بعد را برای توضیح آن میآورند که گرچه، این برخورد، یک برخورد آرمانی برای سهگانی نیست، امکان دیگری برای القای تمامکنندگی آن است:
مثال براي ضربه ي پاياني:
دست كوتاه او روي كي برد
مي كند ع/ش/ق/بازي،
اين هم از عشق هاي مجازي! (دكترفولادي)
مثال براي ضربه در سطراول:
زندگي زندانگي ست:
بال پروازي كه هست
حال پروازی که نیست (محمدقلی نسب)
مثال براي سه گاني ناتمام:
رقص نيلوفر برآب
شعر سبزه روي خاك
گرم تابش، آفتاب
سومين همايش سه گانی پردازان کشور در شهر کاشان برگزار شد
به همت اعضای انجمن سه گانی پردازان استان مرکزی ، نخستین نشست سراسری سه گانی پردازان با حضور دکتر علیرضا فولادی ( پدر سه گانی پردازی ) وجمعی از شاعران سه گانی پرداز در شهر کاشان برگزار شد . دراین نشست صمیمی آقای دکتر فولادی به بیان دیدگاه های خود دربارهی سه گانی وضرورت های طرح این فرم ادبی در فضای ادبی معاصر وهمچنین آسیب شناسی این ژانر نوپای شعر پرداختند و گزارش کوتاهی دربارهی وضعیت کنونی این قالب وجایگاه آن در شعر معاصر وفضای مجازی ارائه دادند .
ایشان با بیان اینکه این فرم ادبی ریشه در سنت دیرپای شعر فارسی از قبل از اسلام تا کنون دارد خسروانی های دورهی ساسانی را به عنوان پدربزرگ این قالب کوتاه معرفی کرده ونوخسروانی های زنده یاد اخوان ثالث را نقطهی اتصال آن با خسروانی ها دانستند . به اعتقاد ایشان مهمترین کارکرد سه گانی در حال حاضر توسع امکانات بیانی وفرمی شعر معاصر فارسی وگشودن دریچهای دیگر به دنیای رنگارنگ تخیل شاعرانه است .
دکتر فولادی در ادامه با انتقاد از کسانی که فکر می کنند سه گانی عرصه را بر دیگر فرم های شعری تنگ می کند گفتند ؛ سه گانی مانند دیگر فرم های موجود نه تنها نقیض هیچ فرم دیگری نیست بلکه می تواند ذهن شاعران پر مشغله وخوانندگان کم حوصله را برای بیان تجربه های گریزان شعری وثبت لحظه های کوتاه حسی واندیشگی ،آماده نگه دارد .ایشان همچنین سه گانی را فرم ویژهی روزگار مدرن و پاسخی از سر هوشمندی به اقتضائات زندگی ماشینی امروز دانستند .
دراین جلسه همچنین عمده ترین نقدهای طرح شده به فرم شعری کوتاه به طور عام وسه گانی به طور خاص از طرف برخی منتقدان حاضر درجلسه عنوان شد ودکتر فولادی به این نقدها پاسخ گفتند . (مشروح پرسش وپاسخ های منتقدان وشاعران سه گانی پرداز درپست بعدی همین وبلاگ منتشر خواهد شد .)
درپایان این نشست پیشنهاد برگزاری همایشهای منظم سه گانی پردازان هر سه ماه یک بار به میزبانی شاعران سه گانی در استان های مختلف ارائه شد که مورد استقبال حاضران قرار گرفت .
گفتنی است برگزاری این نشست بیش از هرکس مرهون تلاشهای ارزندهی خانوادهی شاعر پرور وهنردوست آقای رحیمی ودختر ایشان سرکار خانم پاییز رحیمی از شاعران وسه گانی پردازان مطرح استان مرکزی بود که با مدیریت خوب خود توانستند اولین نشست سه گانی پردازان را با موفقیت برگزار نمایند .
دوستان شرکت کننده در این جلسه که ازحضور همگی شان صمیمانه سپاسگزاریم عبارتند از:
آقای دکتر فولادی ( قم )ـ آقای دکتر مدرس زاده(کاشان)ـ آقای حجت کرمی (اراک)ـ آقای ناصرولی محمدی(تهران)ـآقای اسدالله عباسیان (اراک)ـآقای حسین شاه محمدی (کاشان) ـآقای نادرعبدالوند(درود)ـآقای حسین دادخواه(اصفهان)ـآقای مهدی منصوری (اصفهان)ـ آقای ابوالفضل صمدی (اراک)ـآقای محمدزارعی (دلیجان)ـآقای مصطفی جوادی (کاشان) ـآقای مجتبی رافعی (کاشان) ـخانم مریم صابری(اراک)ـخانم معصومه عیسی وند(اراک)ـ خانم فاطمه قاسم نژاد(اراک)ـخانم رضوانه سخنگو(کاشان)ـخانم مرضیه سادات خیریه (کاشان)ـخانم نیلوفرجهانگیر(کاشان)ـخانم مریم اصلانی (دلیجان)-خانم مریم رمضانی پور(دلیجان)
دوستان و شاعران نامبرده ی زیر هم که اکثرا قرار بود در جلسه شرکت نمایند اما به خاطر مشکلاتشان نتوانستند با ابلاغ سلام گرم به عزیزان برگزار کننده ی جلسه به طور غیر مستقیم همراه و همیار ما بودند که از ایشان هم بسیار بسیار سپاسگزاریم:
استاد صائم کاشانی ـخانم آرزو حقیقی ـخانم اعظم ایزدی ـخانم الهه تاجیک زاده آریایی ـآقای هادی ملکی ـخانم رسولزاده ـ خانم مریم طالبی ـ خانم زهراحیدری ـ آقای محمد نقیان ـ آقای علی محمودی رادـ آقای ابوالقاسم احمدی نژادـ آقای محمداکرام بسیم ـ خانم زهرا ابومعاش ـ خانم سمانه میرزاییان ـ آقای امیرتفقدی ـآقای علی مهدیزاده و آقای مهدی رحیمی
لطفا برای دیدن عکسهای این همایش به ادامه مطلب بروید
با سلام به همه ی خوانندگان " سه گانی ها " وضمن عذرخواهی از تاخیر طولانی . وتشکر وسپاس از پاییز عزیز که زحمت چند پست اخیر را کشیده اند . ومن و خوانندگان دیگر را مرهون تلاش وهمت خود کرده اند .دراین پست وپست های بعدی چند نکته در باره ی آسیب شناسی سه گانی مطرح خواهد شد .
با توجه به گسترش روزافزون سه گانی وحضور گونه های مختلف این ژانر نوظهور در حیات ادبی شعر معاصر و ورود شاعران ومنتقدان بیشتر به حوزهی مغناطیس این نوع شعر ، ضرورت نگاه همه جانبه وبدون تعصب یا غرض ورزی وهمچنین آسیب شناسی آن بیش از پیش احساس می شود . هرچند مدیران این وبلاگ خود را در جایگاهی نمی بینند که برای شعر یا شاعران دستورالعملی صادر کنند اما نگاه انتقادی رادراین حوزه لازمه ی پیشرفت کار می دانند .براین اساس گاه وبیگاه نکته های انتقادی خود رادرباره ی سه گانی دراینجا منتشر می کنند . مطمئنا مشارکت همه ی خوانندگان وسه گانی پردازان عزیز در این مباحث راهگشا خواهد بود .
شاعران جوان بسیاری صرفا به این دلیل که سه گانی قالبی نوپاست و میهمان تازهی مجموعه های شعر وجنگ های ادبی است ، به هوای تجربه وطبع آزمایی هم که شده به این گونه ی شعر روی آورده اند وچه بسا که بسیاری از آنها درک درستی از اقتضائات کوتاه سرایی به طور عام وسه گانی پردازی به طور خاص ندارند .وهرنوع سه گانه پردازی را با هربعد وزاویه ای سه گانی بدانند اما به نظر می رسد سه گانی شعری سهل وممتنع است ومانند برادر ناتنی ژاپنی اش « هایکو » می تواند یک شاعر کم تجربه را همانطور که با لبخند ساده ای به خود می خواند چنان در هزار توی سرگردانی بچرخاند که بجز صدایی گم ومبهم چیزی از شاعرخام طمع باقی نماند .
هرچند جسارت تجربه وشجاعت ورود به قلمروهای تازه لازمه ی کار شاعری است وبدون تجربه نمی توان شاعر موفقی ماند اما نگاه همه جانبه وحزم واحتیاط هم شرط درامان ماندن از خطر خودفریبی وتوهم شاعرانه است .
یکی از مهمترین خطراتی که در حال حاضر شاعران سه گانی پرداز – خصوصا جوانترها – را تهدید می کند زیاده گویی وثبت وانتشار هرچیزی است که به زعم نویسنده اش سه گانی فرض می شود . گویی فرد خود را در مسابقه ای فرض می کند که نباید از دیگری عقب بماند سه گانی شعری سرسری واز سر تفنن نیست که در هرآن ولحظه اراده کردیم برزبان جاری شود وبه هر شکل که خواستیم عرضه شود .در واقع رفتار یک شاعر حرفهای با یک ژانر ناشناخته قطعا محتاطانه واز سرتأمل خواهد بود .
شاید یکی از مهمترین دلایلی که شاعران با تجربه تر هنوز دست به انتشار سه گانی های خود نزده اند – که نگارنده در جریان فعالیت جدی آنها هست – نیز همین تأمل وحزم واحتیاط حرفه ای است .
البته جوانترها باید کار خود را بکنند وهرکس به اقتضای حال ومقام خود رفتار کند اما غفلت ازاین اصل مهم نیز پذیرفتنی نیست . به گفتهی شاعر بزرگ ، حکیم نظامی :
لاف از سخن چو در توان زد آن خشت بود که پر توان زد
موضوع پست بعدی وبلاگ :
تقطیع نوشتاری وتقطیع شنیداری در سه گانی
با نام خدا و با سلام به دوستان عزیز.
"سه گانی " ،شعر است. یک شعر کامل با تمام ویژگی های حاکم بر شعر بودن یک اثر.
وقتی قرار باشداز تمام ظرفیت های یک متنی که شعر خوانده می شود استفاده کنیم و آن را در سه سطر مختصر و مفید بریزیم ، با شرایطی سخت و نفسگیر ، مواجهیم. از سویی کوتاهی ظاهری شعر،مارا می فریبدکه خب این که کاری ندارد ،سه سطر می گویی و خلاص. و از سویی دیگر، می مانی که حالا چطور این همه ظرافت و اندیشه را جمع کنی ،بیفشری و بی آن که به شعر بودن ِ کار لطمه بزنی آن را در این سه سطر، بگنجانی. وهمین امر است که این قالب کوچک ِ بزرگ را سهل و ممتنع کرده است.
گاهی در میان آثار تولید شده از این نوع، به نمونه هایی برمی خوریم که اشکالات زیر بر آن ها وارد است:
- سه گانی هایی که اطناب دارند و با اندکی تامل متوجه می شویم که به راحتی می توان یک یا دوسطر را برداشت بی آن که کمبودی در شعر ایجاد شود و خواننده حس کند بخشی از شعر برداشته شده است و این از آن جهت است که شاعر به خاطر یک سطر ،یک یا دوسطر اضافی وزن پرکن آورده است تا همین یک سطررا بگوید.
- سه گانی با حشوهای فراوان قبیح و ملیح ،که هم سطر و هم دهان خواننده را پرمی کنند و به راحتی قابل حذف اند.
- سه گانی با نحو مریض و انواع و اقسام اشکالات دستوری
- سه گانی با اشکالات فراوان زبانی
- سه گانی با سه سطر موا زی :
سه گانی هایی که هیچ یک از سه سطر به لحاظ محتوا ومضمون یا تصویر و عاطفه بردیگری برتری ندارد. به راحتی سطرها قابل بالا و پایین شدن هستند ، سه سطراز هم مجزایند و هرکدام حرفی می زنند بی آن که به سطر دیگری مربوط باشد. این گونه سه گانی ها فقط شکل بیرونی دارند و از درون پراکنده و متلاشی اند در حالی که ارتباط ارگانیک و فرم درونی، از ویژگی های مهم یک شعر موفق و نیز سه گانی است.
بنابراین و بر اساس تعریفی که از این قالب ارائه شده است و فرم هایی که از آن بر شمرده اند هیچ وقت ،سرودن سه سطرموزون نمی تواند به صرف داشتن قافیه، سه گانی (موزون)باشد که اگر این گونه بود ما می توانستیم سه مصراع از یک غزل را زیر هم بنویسیم و آن گاه ادعا کنیم که مثلا از " حافظ" هم بهتر سه گانی سروده ایم :
چوگفتمش که دلم را نگاهدار چه گفت:
ز دست بنده چه خیزد ؟ خدا نگه دارد
خداش در همه حال از بلا نگه دارد.
بنده ی طلعت آن باش که آنی دارد.
شیوه ی حورو پری گرچه لطیف است ولی
خوبی آن است و لطافت که فلانی دارد
طرح این موضوع از آن جهت است که دوستان عزیز سه گانی پردازبه آسیب های وارده به این حوزه توجه داشته باشند . آسیب هایی که بسیار فراوان تر از آن چیزی است که به اشاره گفته آمد.واین بحث ، شروعی است برای این که هرکدام از ما با سرودن هرسه گانی ،بارها و بارها آن را بخوانیم و زیر ذره بین نگاه های دقیق و شعر شناس خویش قرار دهیم و از همین آغاز راه متوجه باشیم که با سهل و ساده گرفتن این قالب ، و "باری به هرجهت" کار کردن ، می توانیم ضربات سخت و شکننده ای بر این قا لب ظریف حساس وارد کنیم.
یادم هست که در کارگاه سه گانی در اراک ، آقای کرمی عزیز و دکتر فولادی نازنین به یک سه گانی از خود من که کلماتی اضافه داشت ، اشاره کردند:
لحظه هام پاره پاره چاک چاک
گوش من پر از صدای خسته ی همین دوتا هجاست:
تیک تاک ، تیک تاک
که قرار شد شکل نهایی کار این باشد:
لحظه هام پاره پاره چاک چاک
گوش من پر از صدای خسته ی دوتا هجاست:
تیک ...... تاک
حال شما خودتان قضاوت کنید کدام شکل، بهتر و شسته رفته تر است ؟
(ذکر این نکته لازم است که بعضی موارد فوق ، در مورد سایر قالب های شعری هم قابل طرح و بررسی است اما از آن جهت که این خانه به سه گانی اختصاص دارد آن ها را در این مورد مطرح کردیم) .
یکی از امکانات شعر موزون فارسی "ردیف" است. کلمه ای که ظاهرا خاص شعر ایرانی و اختراع ایشان است. این کلمه که عینا در پایان مصراع ها و بعد از قافیه تکرار می شود،اگر برای انتقال معانی و احساسات شاعر مخل و مزاحم نباشد و دست وپای شاعر را با محدودیت های خویش،نبندد می تواند به زیبایی شعر بینجامد.
ردیف، می تواند با تکمیل قافیه ، موسیقی شعررا کامل کند. در تداعی های شاعر ،نقش اساسی داشته باشد و معنی را فربه و به توسعه ی مجازها و استعاره ها در شعر کمک نماید. و اینها در صورتی است که بپذیریم ، "ردیف" محدودیت هایی هم برای شاعر ایجاد می کند و متاسفانه علاوه بر آن که زمام اختیار را از کف شاعر می گیرد،گاهی با وجود اضافی خویش، موجب ایجاد حشو در شعر می شود(نمونه های این حشو، در غزل کلاسیک فارسی فراوان است).
"سه گانی " قالبی است کوتاه که شاعر در آن با هنر تمام ،ازهمه ی امکانات یک شعر کامل بهره می گیرد تا شعریت آن را به انجام برساند. در این میان "ردیف" ، یکی از امکانات سه گانی موزون محسوب می شود.کلمه ای که هم می تواند باشد و همان نقش های مثبت گفته شده را داشته باشد و هم می تواند نباشد و سه گانی ، بدون او کامل و بی نقص باشد.
با یک حساب سر انگشتی و با یک گردش کوتاه در وبلاگهای دوستان سه گانی پرداز ،متوجه شدیم که تعداد سه گانی های مردف در میان آثار دوستان ،قابل توجه است و این عزیزان به آوردن ردیف در سه گانی هایشان اقبال زیادی نشان داده اند.این که بعضی ردیف ها دربعضی سه گانی ها نقش اساسی و مهمی در انتقال معنی و تکمیل احساس شاعر ندارند و واقعا حشوندو فقط برای پر کردن وزن و آمده اند ،جای بحث و تفحص بیشتر در مجالی دیگر دارد.
اینک و در این فرصت، تعدادی سه گانی مردف از دوستان می خوانیم و توجه به این نکته را که ، ردیف ها تا چه حد در این سه گانی ها طبیعی و به جا و شایسته نشسته اند ، به عهده ی دوستان می گذاریم.
لازم به ذکر است که به خاطر حجم بالای کار مجبور شدیم از سه گانی های بعضی دوستان استفاده کنیم و انشالله در فرصت های بعدی از آثار سایر عزیزان، بهره خواهیم برد.
1)..............
مرگ هم یک بهانه است
باید از خود گذر کرد
زندگی ،حس یک رودخانه است (دکتر فولادی)
2)...............
هرچه آزار داری
بازهم یار داری
واقعا مهره ی مار داری (دکتر فولادی)
3).............
آن که مرده است، برده است
دست کم
آرزوی مرگ را به زندگان، سپرده است (حجت کرمی)
4)..............
آفتاب مهربان قله ها بیا
خویش را نشان بده
شانه های زیر برف مانده ی مرا تکان بده (پاییز رحیمی)
5)..............
کسی این روزها به یادت نیست
به درک چشم شعرهات، تر است
به جهنم که عشق در خطر است (محمدنقیان)
6)..............
درپرتو نگاه تو نزدیک می شوم
چون پشت می کنی
تاریک می شوم (محمداکرام بسیم)
7)...............
عشق،هدیه ی خدا به آدم است
نیستی ولی بدان
لحظه ها بدون تو جهنم است (مریم زارع)
8).............
خورشید ! گل نکن
یک لحظه صبر کن
فکری به حال قلب پر از درد ابر کن (مریم زارع)
9) .............
"فصل دیگر نوشته خواهد شد"
گفت این را کسی که می دانست
مرگ، روزی فرشته خواهد شد (علی کاملی )
۱۰).............
جز فرصت دستان تو،این آرزوی دور
آیا هوسی هست؟
رویای کسی هست؟! ( مریم صابری)
۱۱)..........
سالها حبسْ در این خاک،بس است
هیْ در اندیشه ی پرواز نباش
آسمان هم،قفس است... (هادی ملکی)
۱۲).............
میان بغض و خندهی زمین نشسته است
پرنده ها پریده اند
مترسکی دلش شکسته است (آرزو حقیقی)
۱۳).............
عشق ،لم داده بود زیردرخت
اولین سیب،اسیر جاذبه شد
نیوتون، غرق در محاسبه شد! ( علیرضا کاشانی)
۱۴)...........
کشف تازه ی من است!
اضطراب:درد واژه هاست
انتظار:پیرمرد واژه هاست. (مجتبی رافعی )
۱۵)............
گام ها سست و راه پر سنگ است
جاده از حال ما چه می داند؟
تا رسیدن هزار فرسنگ است (سید حسین دادخواه)
دوستان همراه سلام .
این نوشته را به مبحث " قافیه " اختصاص داده ایم هرچند بسیار مختصر است و بحث در باب آن مجال و مقالی دیگر می خواهد اما ذکر برخی نکات برای دوستان سه گانی پرداز خالی از فایده نخواهد بود:
دکتر شفیعی کدکنی عزیز در کتاب ارزشمند "موسیقی شعر" آنجا که درمورد "نقش های قافیه در ساختار شعر" سخن می گوید ، در یکی از بندها به تفصیل به نقش قافیه در استحکام شعر می پردازد و می فرماید:
" گرچه مسئله ی انسجام و استواری ساختمان شعر به مجموعه ی مفردات و ترکیبات آن بستگی دارد اما اگر بخواهیم این موضوع را بادیددقیق تری بررسی کنیم ،خواهیم دید که جایگزین شدن و استواری یک کلمه در قافیه چندان به استواری شعرکمک می کند که اگر بخواهیم تمام کلمات دیگرشعر را پخته و منسجم و استوار جای دهیم ویکی را از این نظر نادیده بگیریم، استواری ساختمان شعر از میان می رود.... آنچه در اینجا باید یادآور شویم این است که قافیه به قول مایاکوفسکی " چفت و بست شعر" است و این سخن اوبسیار سخن دقیق و قابل ملاحظه ای است.قافیه طرح و پیکره ی صوری و صوتی شعر را به وجود می آورد.اگر نا استوار باشد مایه ی ضعف سخن می شود،در این باره نیمایوشیج تعبیر زیبایی در حرف های همسایه دارد جایی که می گوید : " شعر بی قافیه آدم بی استخوان است" ......اصولا مایاکوفسکی معتقد است که قافیه باید از تمام کلمات شعر محکم تر و استوارتر باشدزیرا اشعار را به یکدیگر پیوند می دهد و به همین دلیل "اجسامی" که قافیه را تشکیل می دهندلازم است محکم تر از "اجسام " دیگری باشند که در ساختمان شعر به کاررفته است و می گوید : بدون قافیه شعر به کلی شکسته و ویران می شود"
(موسیقی شعر، صص 84-81 )
از این نوشته کمک گرفتیم تا بگوییم در "سه گانی نیمایی و کلاسیک " که دوگونه از فرم های ارائه شده توسط استاد عزیز مان دکتر فولادی است با عنصر قافیه به عنوان یکی از مهمترین عناصر روبروایم. در این سه سطر موزون ِ کوتاه ،نقش قافیه بنابرآنچه گفته شد بسیار مهم و حتی مهم تر از سایر اشعار خواهد بود . انتخاب دقیق ترین و عمیق ترین کلمات برای قافیه ی سه گانی که حداکثر سه کلمه است، شاعرانگی بسیار می خواهد تا شاعر بتواند علاوه برغنای موسیقی وحفظ وحدت کل شعر انسجام نهایی آن را ایجادکند.
گاه در میان آثار دوستان به سه گانی هایی برمی خوریم که قافیه نه تنها زیبا ننشسته و هیچ کمکی به انسجام و قدرت و قوت شعر نکرده بلکه به عنوان وصله ای ناجور و نازیبا فقط برای پرکردن وزن به سه گانی دوخته شده است.
قافیه هایی که به راحتی می شود برشان داشت و کلمه ی دیگری جای آن ها گذاشت. درحالی که علی القاعده قافیه در این گونه ی شعری که همه ی عناصرش بسیار حساس و کلیدی هستند باید به نحوی بیاید که نه بتوان آن را حذف کرد و نه کلمه ی دیگری جای آن گذاشت.چون در این شعر کوتاه مجال برای حرف زدن طولانی و رفع نواقص سطرها ی ییشین نیست تا شاعر با تلاشی پی درپی و با آزمون و خطا، به بیتی یا بندی برسد که" شاه بیت" یا " کانون نوری " شعرش باشد و باقی شعر را به خاطر همین کانون بتوان ندیده گرفت.
قافیه در سه گانی باید بتواند به سایر کلمات سه گانی تشخص ببخشد، تنظیم کننده ی فکر و احساس شنونده و گوینده باشد، توجه خواننده را به زیبایی ذاتی کلمات معطوف کند ، به توسعه ی تصویرها و معانی کمک کند و درنهایت استحکام و انسجام سه گانی را به سرانجام برساند.
برای این که به هیچ یک از دوستان برنخورد دو سه گانی از خودمان اینجا می گذاریم و از همه ی شما خوبان می خواهیم بفرمایید که :
آیا قافیه در این دو سه گانی همه یا اکثرموارد فوق را دارد یا خیر؟
آیا می توان کلمات دیگری به جای قافیه های این دو سه گانی گذاشت ؟ پیشنهاد مستدل شما چیست؟
1)...........
ماچه زود پیر می شویم
عکسهایمان هنوز هم جوان
مانده در هزار وسیصد و همیشهی زمان
2).........
لحظه هام پاره پاره ، چاک چاک
گوش من پر از همین دوتا هجاست:
تیک .... تاک
(در پایان از همه ی دوستانی که مایلند آثارشان در پست های این خانه مورد استفاده و نقد قرار گیرد
دعوت می کنیم ، سه گانی هایشان را با نظر خصوصی در اختیار ما قرار دهند و یا آمادگی خود را اعلام نمایند.)
در ادامه ی نکته هاوتأملات درباره ی سه گانی این چند مورد دیگر را هم می افزاییم هرچند برخی تنظیم مجدد از همان نکات پیشین به نظر می رسند اما خالی از فایده نیست .
این نکته ها به هیچ وجه به قصد فرمولیزه کردن عمل سرایش شعر وبا صدور بخشنامه - آنطور که برخی دوستان گمان کردند - نیست وصرفا دریافت های تجربی بنده از تأمل در سه گانی های زیبای دوستان است وبرخی نکات کلی وشعرشمول دیگر .بدون شک نقد ونظرهای خوانندگان عزیز می تواند به جرح وتعدیل این نوشته ها وبه طور کلی پیشرفت امر خطیر سه گانی سرایی منجر شود .
همینجا لازم می دانم از راهنمایی های ارزنده ی استاد فولادی که حق استادی فراوانی برگردن همه ی ما دارند وسعه ی صدر وتواضع بالای ایشان ما را جرأت وجسارت نوشتن در این باره بخشید تشکر وقدردانی کنم . همچنین از راهنمایی ها وهم فکری های دوست وشاعر خوب وباسواد سرکار خانم رحیمی که تأثیر شان در این نوشته ها قابل کتمان نیست تشکر می کنم .
..................................
1۱- با توجه به محدودیت های گوناگون قالب سه گانی درحوزه ی زبان وقالب و موسیقی بهتر است جانب وزن عروضی را محترم دانسته وآن را به عنوان یکی از عناصر اصلی سه گانی همواره ملکه ی ذهن خود کنید .نکته ای که نیما نیز به درستی اهمیت آن را در شعرگوشزد کرده است .
۱۲- سه گانی اعجاز ایجاز است پس هرچیزی که مخل این ایجاز باشد مخل سه گانی هم هست . مثلا تتابع بیش از حد اضافات ، ، جمله های بلند وترکیبی ، عناصر دستوری توضیحی ازقبیل قید ، حروف اضافه وربط صفت ها ومضاف الیه های غیر ضروری و...
۱۳- قافیه مرکز ثقل سه گانی است . وحدت وانسجام سه مصراع هم از حیث معنوی وعاطفی وهم از جهت فرم وساختار درونی تا حد زیادی به قافیه های مناسب شعر بستگی دارد . قافیه می تواند بار عاطفی تصاویر را بیش ازپیش تقویت کند .
۱۴- شکل درونی درشعر به طور عام ودر سه گانی به طور ویژه اهمیت دارد . سه گانی بدون شکل ذهنی چیزی به جزجملاتی پریشان وازهم پاشیده نیست . مضمون واحد ، تصویر فشرده وبدون حشو وزواید ، ارتباط منطقی جملات در محور عمودی ، وزن عروضی واستفاده ی درست ازقافیه های سنجیده از عوامل ایجاد شکل درونی توانند بود .
۱۵- از علایم نگارشی وسجاوندی مناسب می توان به عنوان ابزارمقوم معنا وتصویر استفاده کرد .
۱۶ - برای اینکه از تمام امکانات معنایی واژگان وترکیب ها استفاده کنیم می توان از تلمیحات واشارات تاریخی ، اساطیری ومذهبی بهره گرفت . در تلمیح قدرت تداعی واژگان افزایش می یابد .سه گانی بیش ازهرنوع شعری به زبان اشارات واشارات زبانی نیاز دارد .
۱7- استفاده از تصاویرچند لایه وتودرتو شعرراازابهام ورمزآلودگی بیشتری برخوردار می کند .تصویرحاصل از استعاره ، رمز ونماد حاوی بیشترین ابهام هنری وتصویرحاصل از تشبیه دارای حداقل ابهام هنری است . ممکن است دریک شعربلند بتوان با انواع ترفندها وتمهیدات به ابهام وچند لایگی معنا دست یافت اما درسه گانی ناچاریم درکمترین واحدهای نحوی این غنای معنایی را تعبیه کنیم . تأمل درخلق تصاویر بدیع ومؤثر ارزش بیشتری خواهد داشت .یک تصویر چند لایه به جای تصاویر متعدد یک لایه .
۱8- بدون یک حادثه ی شاعرانه وبه صرف ساختن سه مصراع موزون به هم وابسته نمی توان سه گانی موفقی سرود .سه گانی بدون تصویر امر شگفت یا حادثه ای که از قوت وقدرت عاطفه ی شاعر مدد گرفته باشد سه گانی نمی شود . امر شگفت یعنی آنچیزی که هم انسانی باشد وهم بیان آن تازگی داشته باشد . تازه بودن هم البته غیرازبی سابقه بودن است بلکه ناظر به نحوه ی بیان است .
۱9- شعر کوتاه با جمله ی قصار فرق می کند هرچند یک سه گانی خوب می تواند استعداد آن را داشته باشد که مثل سایر شود اما یک سخن حکمت اموز کوتاه لزوما سه گانی نیست .سه گانی شعراست وشعر با سخنان واعظان فرق دارد . سه مصراع سه گانی با همدیگر حکم یک قطعه ی ادبی را دارند که با هم ساختمان شعر را می سازند .این پیکره ی سه جزئی را نمی توان تکه تکه کرد وبه صورت جمله ی قصار درآورد .بهتر بگوییم ؛ شاعر نباید چنین برخوردی با شعر خود داشته باشد .
۲0- چندان مطمئن نیستم ولی فکر می کنم سه گانی با دوقافیه ارزش هنری بیشتری نسبت به سه گانی با سه قافیه داشته باشد . شاید به خاطر اینکه یک قافیه در هر مصراع کمی خودرانشان می دهد وقافیه در سه گانی با تمام اهمیتش نباید خودرا به رخ بکشد ویا شاعر را به تکلف اندازد. قافیه به قول مرحوم امین پور باید مثل ویتامین در میوه باشد . باشد ولی قابل تفکیک از بقیه ی اجزای میوه نباشد .
ده نکتهی کاربردی برای سه گانی پردازی
( قسمت اول )
به نظرم رسید هیچ چیز مانند ثبت وانتقال تجربه ها نمی تواند در ترسیم حدود جغرافیای سه گانی مؤثرباشد . هرکدام از ما درکار شاعری تجربه هایی کسب می کنیم که محصول درگیری مستقیم ما با عمل آفرینش ادبی وخلاقیت هنری است گاه این تجربه ها آنقدر خاص ومنحصر به فرد اند که منجر به تشخص سبک وشیوه ی نگارش فرد می شوند وگاه آنقدر عمومی اند که از زمرهی بدیهیات فرض می شوند اما بدیهیاتی که هر شاعری خود باید تجربه کند .
دراین اینجا به چند نمونه ازهمین تجربه های مستقیم وغیر مستقیمی که حاصل تأملات من درکار شعر به طور عام و سه گانی پردازی به طور خاص است به صورت گذرا وسه گانی وار اشاره می کنم این تأملات درحوزه ی فرم وشکل ، موسیقی وزبان ومضمون واندیشه به طور وسیع طرح شده اندوهرکدام می توانند سرخط بحث وبررسی بیشتری هم باشند .بدون شک هرکس می تواند به نکته یا نکاتی یا همهی این نوشته معترض باشد ونظردرست دیگری داشته باشد .بیان این نکته ها به منزله ی حکم وفرمان نیست و صرفا پیشنهاد است.
فکر چنین کاری البته از ضرورتی ناشی شده است که مطمئنا ذهن همه ی دوستان سه گانی پرداز را به خود مشغول کرده است وآن روشن شدن حدوحدود وتاب وتوان سه گانی وهمچنین معاییر واسلوب های خاص این قالب جادو گونه است . این پست را با همفکری وهمقدمی شاعر فرهیخته سرکار خانم رحیمی ارائه می کنم تا هم ایشان وهم حضرت استاد دکتر فولادی و سایر سه گانی پردازان موفق ، ضمن نشان دادن حدود راه ومسیر، تجارب ارزنده ی خود را به تدریج به این گنجینه بیفزایند .
1- سه گانی محصول ناگهانگی است . آنی است که می آید وبه سرعت می گذرد .باید مترصد لحظه های گرداب گونه ی ذهنتان باشید .اگر واژه یا مصراع الهامی را دریافتید در ثبت وضبط آن درنگ نکنید . حتی اگر قادر به تکمیل کار نباشید ناامید نشوید آن واژه یا مصراع می تواند ذهن شما را برای سه گانی بعدی آماده تر کند .
2- سه گانی ازجزئیات با اهمیت آغاز می شود ؛ ولی مفهوم نهایی گاه بیان یک حقیقت کلی ازلی وابدی مثل مرگ وزندگی وهستی خواهد بود .
3- به
شبکه های تودرتوی معنی بیندیشید ومفهوم را ازسطح به عمق بکشانید .هرواژه ی
مناسب می تواند کلید اسراری دردل باغ معنی باشد .پس قید واژه های بی اثر
وخنثی رابزنید .صراحت وشفافیت تصویر به شاعر کمک می کند .
4- مضمون وتصویر را درخدمت عاطفهی عمیق انسانی بدانید واز ایماژها ومضمون های مکانیکی وسنگ واره بپرهیزید . مضمون سازی افراطی کاری جز چشم بندی با کلمات نیست .
5- ازگنجینه ی باارزش ومجانی فرهنگ عامه ، امثال وحکم کنایات ولهجه ها وگویش های محلی به نحو احسن استفاده کنید .
6- هرسه مصراع سه گانی، مهم ومستحق دقت وتمرکز اند ومی بایست همدیگر را از هرنظر تقویت کنند . در سه گانی هیچ واژه یا تکواژ یا حتی واج بیکاری دیده نمی شود هرچند مصراع سوم در حکم فصل الخطاب ودرمرکز توجه قراردارد. وبار سنگین مضمون ومحتوا وفرم وزبان وموسیقی را درنهایت او به دوش می کشد .
7- اصل ایجاز وفشردگی را چه درزبان وچه در ایماژوچه در انتخاب وزن عروضی رعایت کنید . مصراع های بلند همراه با خوشه های متعدد تصویری ووزن های سنگین وبلند دقیقا نقطه مقابل فلسفه ی وجودی سه گانی است .
8- دراستفاده از واژگان کمال خسّت ودقت را به کار بندید . تا جایی که می توانید از به کاربردن مترادفات ، تتابع اضافات وصفات ، قیدها وفعل های غیر ضروری دوری کنید .
9- برای رسیدن به مفاهیم عمیق وعام انسانی ، نیاز به پشتوانهی عظیم فکری وفلسفی است . وبدون تفکر وجهانبینی روشن هیچ شعری جاودانه نمی شود . برای اینکار ازانواع تلمیحات تاریخی ، اسطوره ای، مذهبی و... بهره گیرید .
10- سه مصراع سه گانی نباید یک جمله ی کامل ویا یک مسمط یا هرچیز دیگری از این نوع باشد بلکه درعین پیوستگی درونی باید هر مصراع تشخص وهویت خود را داشته باشد .هرچند درنهایت این کلیت سه گانی است که معنا یا مضمون یا حتی فضای حسی خاصی را به خواننده منتقل می کند .
( توضیح دکتر فولادی درخصوص بند دهم : راجع به بند 10 این نکته به نظرم رسید که دو مصراع اول سهگانی می توانند
با هم یک جمله باشند و فقط مصراع سوم باید استقلال نسبی داشته باشد. )
این مطلب ادامه خواهد داشت ...